محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى
118
نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )
كوه كيلويه باتفاق يكديگر دفع و رفع قلندر را پيش نهاد همّت سازند و لشكر به آن حدود كشيده لواى جدال و قتال برافرازند . و آن سپاه بهيأت اجتماعى بر سر او رفته چون اين مردم زياده از اتباع او بودند ، لران در آن كوه متفرق گشتند و خليل خان با مردم خود بر آن كوه صعود نموده هر كدام كه از پس سنگى سر بدر كردند ، لران بضرب تير و تفنگ ايشانرا انداختند و در آن كوه ، در اندك زمانى كشش بسيار كرده از كشتهها پشتهها ساختند . شعر شد از بس كه افتاد از آن كشتهها * در آن كوه از كشتهها پشتهها هر آنكس كه بر كرد [ از ] آن كوه سر * به زخم خدنگى فتاد از كمر آخر الامر صورت فتح و ظفر در آيينهء مراد قلندر جلوهگر گشته ، خليل خان با سرداران لشكر كشته شده اصلان سلطان و على بيگ صوفى بهزيمت رفته حيات را غنيمت شمردند و از پايان آن كوه عنان بصوب اصفهان انعطاف داده جان از آن ورطهء مهلكه بدر بردند . قلندر با سپاه و لشكر ، اردوى خليل را غارت كرده تمامى جهات و يراق و طبل و علم و خيل و حشم خان عاليشأن را بتحت تصرف درآورده اسباب بىنهايت بدست لران و خلجان درآمده و قلندر بعد ازين واقعه قوّت و شوكت تمام يافته باستظهار آن جماعت ، رايت « 1 » استقلال برافراخته كوس سلطنت فرو كوفت و آن قوم اسم شاهى برو اطلاق نموده بين الجمهور بشاه قلندر معروف گشت . اما مردم آن ولايات را اعتقاد آن بود كه شاه اسمعيل است و او را شاه اسمعيل قاتل ميگفتند . پس ازين روز بروز بر معارج استعلا صعود نموده او را نهايت ترقى دست داد و بسيارى از مردم عراق و فارس « 2 » و ترك و تازيك [ 66 ] از دور و نزديك و ارباب
--> ( 1 ) - م : عاقبت . ( 2 ) - م : قدس .